ایمانم یک معتاد پاکه پاکم دو ساله، همه چی رو بهت میگم اگه بغضم بزاره

مصرفم نه تریاکه ؛ نه شیشست نه الکله، فقط هیچوقت نمیزاشتم ابروهاشو خم کنه

اگه اینجام و منم بستریم بینه اینا، موقع انتخابم چون نداشتم چشمه بینا

اومدم اینجا واسه ی سرعقل اومدنم، که وقتی به سرم زد  خط نندازم رو بدنم

معتاد چشاش بودم  معتاد لبخنداش، هر مدارایی بگی عاشقونه کردم باش

معتاد شبایی که ؛ من رو میخوابوندش معتاد لهن و صدای لطیف و آرومش اعتیاد داشتم به اس ام اسایی که میداد

با نوع نوشتنش بهم میفهموند چی میخواد؛ معتاد موهاش بودم که میکردم بازی باش

بی وفا اصلا یه نوع آرامش خاصی داشت خلاصه بی وفا ؛ تو که میدونستی من به عشقت معتاد بودم

د آخه بی معرفت ؛ معتاد رو که یک شبه ترکش نمیدن؛ راستی ؛ توی این مدتی که نبودم ، اسمم که یادت نرفته؟؟؟

 

به زودی